<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>چیستا</title>
		<link>https://chista.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>اثر حرف نادرست</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/اثر-حرف-نادرست-1</link>
			<pubDate>13:35:00 +0430 جمعه، 12 مرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">653531@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 16px;&quot;&gt;امام محمد باقر علیه السلام:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روز قیامت، آدمی را حاضر می‌کنند که در دنیا هیچ خونی نریخته است، اما به اندازه ظرف حجامت، یا بیشتر، به دست او خون می‌دهند و به او می‌گویند:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این #سهم تو از خون به ناحق ریخته شده‌ی فلان #شخص است.&lt;br /&gt;
آن شخص عرض می‌کند:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پروردگارا! تو خود می‌دانی تا زمانی که زنده بودم، #خونی نریختم!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به او گفته می‌شود:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بله، اما تو از فلان کس، فلان سخن را شنیدی و به زیان او بازگو کردی و همان سخن، زبان به زبان #گشت تا به گوش فلان ستمگر رسید و به سبب همان حرفی که تو زده بوی، او را کُشت. حال این بهره‌ی تو از خون اوست.&lt;br /&gt;
?الکافی، ج ۲، ص ۳۷۰&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/اثر-حرف-نادرست-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 16px;">امام محمد باقر علیه السلام:&nbsp;</span></p>

<p>روز قیامت، آدمی را حاضر می‌کنند که در دنیا هیچ خونی نریخته است، اما به اندازه ظرف حجامت، یا بیشتر، به دست او خون می‌دهند و به او می‌گویند:&nbsp;</p>

<p>این #سهم تو از خون به ناحق ریخته شده‌ی فلان #شخص است.<br />
آن شخص عرض می‌کند:&nbsp;</p>

<p>پروردگارا! تو خود می‌دانی تا زمانی که زنده بودم، #خونی نریختم!</p>

<p>به او گفته می‌شود:&nbsp;</p>

<p>بله، اما تو از فلان کس، فلان سخن را شنیدی و به زیان او بازگو کردی و همان سخن، زبان به زبان #گشت تا به گوش فلان ستمگر رسید و به سبب همان حرفی که تو زده بوی، او را کُشت. حال این بهره‌ی تو از خون اوست.<br />
?الکافی، ج ۲، ص ۳۷۰</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/اثر-حرف-نادرست-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/اثر-حرف-نادرست-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=653531</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title> لقب زیبای «کریمه اهل بیت» برای حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) از کجا آمده است؟</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/nلقب-زیبای-کریمه-اهل-بیت-برای-حضرت-فاطمه-معصومه-علیهاالسلام-از-کجا-آمده-است</link>
			<pubDate>21:24:00 +0430 پنجشنبه، 28 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">649164@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;حال سوال اینجاست که آیا از طرف زائرینی که کرامت و بزرگواری آن حضرت را دیده‌اند، به ایشان اطلاق شده یا از سوی امامان معصوم(علیهم‌السلام) بوده است؟ گر چه صاحب کتاب «فروغی از کوثر» در علت این نام‌گذاری گفته است: «اولیای الهی منشا کرامات و عنایاتی بوده‌اند که آثار یک عمر اخلاص و وارستگی آن‌هاست، از دیر زمان، آستانِ قدس فاطمی منشا هزاران کرامت و عنایت ربانی بوده است&amp;#8230;».&lt;br /&gt;
ولیکن به نظر می‌رسد علت این نام‌گذاری، داستان و اتفاق زیبایی دیگری باشد؛ اتفاقی که منجر شد یکی از بزرگ‌ترین علمای اسلام یعنی آیت الله «سید شهاب الدین مرعشی نجفی» از نجف اشرف، رخت سفر بربندد و برای همیشه به شهر مقدس قم هجرت کند و دست آخر در همان‌جا هم از دنیا برود و دفن گردد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p class=&quot;rtejustify&quot; style=&quot;margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;داستان از این قرار بود که آیت الله «سید محمود مرعشی نجفی»(متوفای 1328ه.ق) پدر بزرگوار عالِم عظیم الشأن عالَم تشیع «آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی» بسیار علاقه داشت که به هر طریقی که شده، محل قبر شریف حضرت صدیقه طاهره(علیهاالسلام) را به دست آورده و یک‌بار هم که شده از نزدیک، قبر بی بی دو عالم را زیارت کند؛ برای همین هم یک ختم مجربی [منظور ذکر و دعایی است که بارها تجربه شده که جواب می دهد] را انتخاب کرد و چهل شب در حرم امیرالمومنین(علیه‌السلام)، بر آن ختم مداومت نمود تا شاید از طریقی او را از محل قبر شریف حضرت زهرای مرضیه(سلام‌الله‌علیها) آگاه نماید.&lt;br /&gt;
شب چهلم که شد، بعد از انجام ختم و توسلات فراوان، مقداری استراحت نمود؛ شب چهلم پس از انجام ختم و توسل فراوان، استراحت کرده و در عالم رؤیا و یا مکاشفه به محضر مقدس حضرت باقر یا حضرت صادق(علیهما‌السلام)، مشرف شد.[5]&lt;br /&gt;
امام به ایشان فرمود: &amp;nbsp;سید محمود! چه می‌خواهی؟&lt;br /&gt;
ایشان عرض می‌کند: که آقا جان! می‌خواهم بدانم قبر حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) کجاست؟ می‌خواهم آن را از نزدیک زیارت کنم!&lt;br /&gt;
حضرت می‌فرمایند: «علیک بکریمه اهل البیت» به سوی کریمه اهل بیت برو.&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشی نجفی، به خیال این‌که منظور امام از «کریمه اهل بیت» حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) است، به حضرت عرض می‌کند: بله! قربانتان گردم! من هم این ختم را انجام دادم که محل قبر شریف آن حضرت را به طور دقیق بدانم و به زیارتش مشرف شوم.&lt;br /&gt;
در این‌جا بود که حضرت فرمودند: «منظور ما قبر حضرت معصومه در قم است»؛ سپس اضافه فرمودند: به جهت مصالحی خداوند اراده فرموده است که محل قبر شریف حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از همگان مخفی باشد؛ لذا قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) را تجلی‌گاه قبر حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) قرار داده است؛ اگر قرار بود قبر حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ظاهر باشد، هر جلال و جبروت و عظمتی که برای آن قبر شریف بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت و عظمت را برای قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style=&quot;margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;آن قبر که در مدینه شد گم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پــیدا شـده در مـدینـه قــــم&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشی نجفی(ره) پس از این مکاشفه، تصمیم می‌گیرد که برای زیارت حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) ره‌سپار ایران شود.&lt;br /&gt;
این جریان در کتاب «کریمه اهل بیت» نقل شده است؛ مؤلف بعد از نقل این جریان در پاورقی کتابش اضافه می‌کند که: «این داستان را مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی چندین بار در ملاقات‌های این‌جانب با ایشان از پدر بزرگوارشان نقل کردند و حقیر آن را بدون هیچ‌گونه تصرفی در این‌جا آوردم.&lt;br /&gt;
این داستان در کتاب «حرم فاطمیون»هم‌چنین در کتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم»با اقتباس از کتاب «کریمه اهل بیت(سلام‌الله‌علیها)» هم نقل شده است. حجة السلام محمدی اشتهاردی بعد از نقل این داستان می‌نویسد: «ماجرای فوق را مرحوم آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی به طور مکرر برای افراد مختلف نقل کرده است. یکی از شاگردان آیت‌الله نجفی می‌گفت: ایشان در درس خود می‌فرمود: علت آمدن من به قم، همین مطلب بود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p class=&quot;rtejustify&quot; style=&quot;margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;آیت الله العظمی «سید شهاب الدین مرعشی نجفی(رحمه‌الله‌علیه) فرزند برومند مرحوم آیت الله سید محمود مرعشی نجفی بعد از رحلت پدر بزرگوارشان و البته به سفارش ایشان در سال 1343(ه.ق) [بیش از نود سال پیش] به قم مشرف شده و برای همیشه در جوار کریمه اهل بیت(سلام‌الله‌علیها)] میهمان گردید. ایشان در قم معروف بودند به کبوتر حرم؛&lt;br /&gt;
تا این‌که در شب هشتم صفر 1411(ه.ق) [سال 1369شمسی] در شهر قم دیده از جهان فرو بست و در کتابخانه‌ای که سال‌های سال برای برپا کردن آن تلاش نمود مدفون گردید.&lt;br /&gt;
حجة الاسلام اشتهاردی در مورد رؤیای مذکور آیه الله سید محمود مرعشی می‌نویسد: «با توجه به این‌که مرجع تقلیدی این رؤیا را از پدر مجتهدش نقل می‌کند و خواب دیدن امام معصوم(علیه‌السلام) دلیل بر صدق آن خواب است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p class=&quot;rtejustify&quot; style=&quot;margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;بنابراین: شهرت لقب «کریمه اهل بیت» برای حضرت فاطمه(علیهاالسلام) بعد از رؤیای صادقه‌ای است که مرحوم آیت‌الله سید محمود مرعشی نجفی آن را نقل کرده است.&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/nلقب-زیبای-کریمه-اهل-بیت-برای-حضرت-فاطمه-معصومه-علیهاالسلام-از-کجا-آمده-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);">حال سوال اینجاست که آیا از طرف زائرینی که کرامت و بزرگواری آن حضرت را دیده‌اند، به ایشان اطلاق شده یا از سوی امامان معصوم(علیهم‌السلام) بوده است؟ گر چه صاحب کتاب «فروغی از کوثر» در علت این نام‌گذاری گفته است: «اولیای الهی منشا کرامات و عنایاتی بوده‌اند که آثار یک عمر اخلاص و وارستگی آن‌هاست، از دیر زمان، آستانِ قدس فاطمی منشا هزاران کرامت و عنایت ربانی بوده است&#8230;».<br />
ولیکن به نظر می‌رسد علت این نام‌گذاری، داستان و اتفاق زیبایی دیگری باشد؛ اتفاقی که منجر شد یکی از بزرگ‌ترین علمای اسلام یعنی آیت الله «سید شهاب الدین مرعشی نجفی» از نجف اشرف، رخت سفر بربندد و برای همیشه به شهر مقدس قم هجرت کند و دست آخر در همان‌جا هم از دنیا برود و دفن گردد!<br />
<br />
<p class="rtejustify" style="margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);">داستان از این قرار بود که آیت الله «سید محمود مرعشی نجفی»(متوفای 1328ه.ق) پدر بزرگوار عالِم عظیم الشأن عالَم تشیع «آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی» بسیار علاقه داشت که به هر طریقی که شده، محل قبر شریف حضرت صدیقه طاهره(علیهاالسلام) را به دست آورده و یک‌بار هم که شده از نزدیک، قبر بی بی دو عالم را زیارت کند؛ برای همین هم یک ختم مجربی [منظور ذکر و دعایی است که بارها تجربه شده که جواب می دهد] را انتخاب کرد و چهل شب در حرم امیرالمومنین(علیه‌السلام)، بر آن ختم مداومت نمود تا شاید از طریقی او را از محل قبر شریف حضرت زهرای مرضیه(سلام‌الله‌علیها) آگاه نماید.<br />
شب چهلم که شد، بعد از انجام ختم و توسلات فراوان، مقداری استراحت نمود؛ شب چهلم پس از انجام ختم و توسل فراوان، استراحت کرده و در عالم رؤیا و یا مکاشفه به محضر مقدس حضرت باقر یا حضرت صادق(علیهما‌السلام)، مشرف شد.[5]<br />
امام به ایشان فرمود: &nbsp;سید محمود! چه می‌خواهی؟<br />
ایشان عرض می‌کند: که آقا جان! می‌خواهم بدانم قبر حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) کجاست؟ می‌خواهم آن را از نزدیک زیارت کنم!<br />
حضرت می‌فرمایند: «علیک بکریمه اهل البیت» به سوی کریمه اهل بیت برو.<br />
آیت الله سید محمود مرعشی نجفی، به خیال این‌که منظور امام از «کریمه اهل بیت» حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) است، به حضرت عرض می‌کند: بله! قربانتان گردم! من هم این ختم را انجام دادم که محل قبر شریف آن حضرت را به طور دقیق بدانم و به زیارتش مشرف شوم.<br />
در این‌جا بود که حضرت فرمودند: «منظور ما قبر حضرت معصومه در قم است»؛ سپس اضافه فرمودند: به جهت مصالحی خداوند اراده فرموده است که محل قبر شریف حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از همگان مخفی باشد؛ لذا قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) را تجلی‌گاه قبر حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) قرار داده است؛ اگر قرار بود قبر حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ظاهر باشد، هر جلال و جبروت و عظمتی که برای آن قبر شریف بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت و عظمت را برای قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) قرار داده است.<br />
<br />
<p style="margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);">آن قبر که در مدینه شد گم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پــیدا شـده در مـدینـه قــــم<br />
آیت الله سید محمود مرعشی نجفی(ره) پس از این مکاشفه، تصمیم می‌گیرد که برای زیارت حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) ره‌سپار ایران شود.<br />
این جریان در کتاب «کریمه اهل بیت» نقل شده است؛ مؤلف بعد از نقل این جریان در پاورقی کتابش اضافه می‌کند که: «این داستان را مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی چندین بار در ملاقات‌های این‌جانب با ایشان از پدر بزرگوارشان نقل کردند و حقیر آن را بدون هیچ‌گونه تصرفی در این‌جا آوردم.<br />
این داستان در کتاب «حرم فاطمیون»هم‌چنین در کتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم»با اقتباس از کتاب «کریمه اهل بیت(سلام‌الله‌علیها)» هم نقل شده است. حجة السلام محمدی اشتهاردی بعد از نقل این داستان می‌نویسد: «ماجرای فوق را مرحوم آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی به طور مکرر برای افراد مختلف نقل کرده است. یکی از شاگردان آیت‌الله نجفی می‌گفت: ایشان در درس خود می‌فرمود: علت آمدن من به قم، همین مطلب بود».<br />
<br />
<p class="rtejustify" style="margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);">آیت الله العظمی «سید شهاب الدین مرعشی نجفی(رحمه‌الله‌علیه) فرزند برومند مرحوم آیت الله سید محمود مرعشی نجفی بعد از رحلت پدر بزرگوارشان و البته به سفارش ایشان در سال 1343(ه.ق) [بیش از نود سال پیش] به قم مشرف شده و برای همیشه در جوار کریمه اهل بیت(سلام‌الله‌علیها)] میهمان گردید. ایشان در قم معروف بودند به کبوتر حرم؛<br />
تا این‌که در شب هشتم صفر 1411(ه.ق) [سال 1369شمسی] در شهر قم دیده از جهان فرو بست و در کتابخانه‌ای که سال‌های سال برای برپا کردن آن تلاش نمود مدفون گردید.<br />
حجة الاسلام اشتهاردی در مورد رؤیای مذکور آیه الله سید محمود مرعشی می‌نویسد: «با توجه به این‌که مرجع تقلیدی این رؤیا را از پدر مجتهدش نقل می‌کند و خواب دیدن امام معصوم(علیه‌السلام) دلیل بر صدق آن خواب است».<br />
<br />
<p class="rtejustify" style="margin-right: 0px; margin-bottom: 1.846em; margin-left: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline-color: initial; outline-style: initial; vertical-align: baseline; font-stretch: normal; font-size: 10pt; line-height: 25px; font-family: Tahoma, Arial; text-align: justify; color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(255, 255, 255);">بنابراین: شهرت لقب «کریمه اهل بیت» برای حضرت فاطمه(علیهاالسلام) بعد از رؤیای صادقه‌ای است که مرحوم آیت‌الله سید محمود مرعشی نجفی آن را نقل کرده است.</p></p></p></p></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/nلقب-زیبای-کریمه-اهل-بیت-برای-حضرت-فاطمه-معصومه-علیهاالسلام-از-کجا-آمده-است">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/nلقب-زیبای-کریمه-اهل-بیت-برای-حضرت-فاطمه-معصومه-علیهاالسلام-از-کجا-آمده-است#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=649164</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>آیت الله بهجت (ره)</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/آیت-الله-بهجت-ره-42</link>
			<pubDate>21:12:00 +0430 سه شنبه، 12 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">643735@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;?آیت الله بهجت(ره):&lt;br /&gt;
تمام انحرافات ما از این است‌که&lt;br /&gt;
#خدا را ناظـر و شاهـد نمبینیم!!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1530636237022.jpg?mtime=1530636068&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1530636237022.jpg?mtime=1530636068&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-179894 alignnone size-full&quot; width=&quot;1496&quot; height=&quot;1280&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/آیت-الله-بهجت-ره-42&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>?آیت الله بهجت(ره):<br />
تمام انحرافات ما از این است‌که<br />
#خدا را ناظـر و شاهـد نمبینیم!!</p>

<p><a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1530636237022.jpg?mtime=1530636068"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1530636237022.jpg?mtime=1530636068" alt="" class="wp-image-179894 alignnone size-full" width="1496" height="1280" /></a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/آیت-الله-بهجت-ره-42">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/آیت-الله-بهجت-ره-42#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=643735</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فضیلت شکر</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/فضیلت-شکر-1</link>
			<pubDate>05:46:00 +0430 سه شنبه، 5 تیر 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">641279@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;امام صادق علیه السلام فرمود :&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سه چیز است که با آنها چیزی ضرر نمی زند : دعا نزد گرفتاری ، اسغفار بر گناهان و شکر نعمت .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/فضیلت-شکر-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امام صادق علیه السلام فرمود :</p>

<p>سه چیز است که با آنها چیزی ضرر نمی زند : دعا نزد گرفتاری ، اسغفار بر گناهان و شکر نعمت .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/فضیلت-شکر-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/فضیلت-شکر-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=641279</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عید سعید فطر</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/عید-سعید-فطر-16</link>
			<pubDate>05:12:00 +0430 پنجشنبه، 24 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">638110@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;br /&gt;
روز لقاءالله&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت امام خميني(ره) در اين مورد، سخنان قابل توجهي ارائه کرده و مي‌فرمايد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آن برداشتي که اهل معرفت از عيد مي‌کنند، با آن برداشتي که ديگران مي‌کنند بسيار متفاوت است. آنها بعد از اينکه در ماه مبارک رمضان آن رياضت‌ها را مي‌کشند و کشيدند، روز عيد روز لقاءالله است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شوق ديدار يار&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اي عصاره هستي! در اجتماع عظيمي که براي برپايي نماز عيد فطر تشکيل شده است، بيش از هر زمان ديگر جاي خالي‌ات مرا غمگين مي‌کند و زمزمه&amp;nbsp;«عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اَرَي الْخَلْقَ وَ لا تُري»&amp;nbsp;از زبانم نمي‌افتد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در فراغت با دلي مملو از اميد، اشک حسرت مي‌ريزم. حال که زمان پاداش روزه‌داري رسيده، از خداوند دولت کريمه‌ات را مي‌خواهم. با زمزمه ندبه، غم سنگيني که از هجرانت بر دلم نشسته، التيام مي‌بخشم. با تو نجوا مي‌کنم و از خدا مي‌خواهم چشمانم را لايق ديدار تو قرار دهد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بگذار پيش و پس شود روز عيد فطر&amp;nbsp;- - - - -&amp;nbsp;ما با هلال روي تو افطار مي‌کنيم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شبيه روز قيامت&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اميرمؤمنان علي(ع) در روز عيد فطر خطبه‌اي ايراد کردند و چنين فرمودند:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اي مردم! امروزِ شما، روزي است که در آن به نيکوکاران پاداش داده مي‌شود و بدکاران در آن زيان مي‌کنند. امروز، شبيه‌ترين روزها به قيامت شماست. با بيرون آمدن از خانه‌هايتان به مصلا، از بيرون آمدن از گورها و رفتن به پيشگاه خداوند ياد کنيد، و از توقف و ايستادن در محل نماز، وقوف خود در برابر خدا را به ياد آوريد، و از بازگشت به خانه‌هايتان، بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا ياد آريد.&lt;/p&gt;




&lt;p&gt;روز دعا&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مقام معظم رهبري مي‌فرمايد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عيد فطر، روز عيدي گرفتن از خداي متعال است؛ روزي است که در قنوت نماز عيد فطر، ميليون‌ها دلِ متذکّر و خاشع از خداوند متعال درخواست کردند همان خيراتي را که به برترين بندگانش داده است، به آنها هم بدهد و از شروري که برترين و بزرگ‌ترين انسان‌هاي تاريخ را از آن دور نگه‌داشته است، آنها را هم دور بدارد. آن خيرات، در درجه اول، عروج به مقام توجّه به خدا، عبوديت خدا، آشنا بودن و مرتبط بودن با خدا و الهام گرفتن از حضرت حق در همه گفتارها و کردارها و آنات زندگي است، و بدترين شرور، شرک به خدا، خضوع در مقابل قدرت‌هاي غير الهي و ضد الهي و بنده و برده ديگران بودن است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;رمضان آينده&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مقام معظم رهبري فرمود:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عيد سعيد فطر، روزي است که مسلمانان امتحان مهم خود را در ماه مبارک رمضان در معرض قبول الهي قرار مي‌دهند و تصميم مي‌گيرند براي ورود به ضيافت الهي در ماه مبارک رمضان در سال آينده، آمادگي لازم را در خود به وجود آورند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ايشان در جاي ديگر فرمود:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;توفيق در اختيار داشتن وسيله رحمت الهي تا ماه رمضان آينده و عمل به درس‌ها و حسنات اين ماه مبارک در تمامي طول سال، از بزرگ‌ترين پاداش‌هايي است که مي‌تواند در اين عيد سعيد نصيب بندگان مؤمن و مخلص خداوند شود.&lt;/p&gt;



&lt;p&gt;تعظيم شعائر الهي&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;انسان مسلمان بايد از راه‌هاي گوناگون، نداي حيات‌بخش توحيد را به گوش جهانيان برساند. يکي از آن راه‌ها، بيان شعارهاي مذهبي است. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ. (حج: 33) هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانه تقواي دل‌هاست.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تعظيم شعائر الهي، يکي از ويژگي‌هاي عيد سعيد فطر است. شعار تکبير و تهليل و تحميد و تقديس، از جمله اعمالي است که به روز عيد جلوه خاصي مي‌بخشد. پيامبر اعظم(ص) در روز عيد فطر، از منزل بيرون مي‌آمد و تا رسيدن به مصلا با صداي بلند، شعار «لا اله الا الله» و «الله اکبر» سر مي‌داد و حتي در ميان خطبه‌ها و قبل و بعد از آن با صداي رسا اين کلمات را تکرار مي‌کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اهميت زکات فطره&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مقام معظم رهبري مي‌فرمايد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;کسي که بتواند جان و روح خود را تزکيه و پاک‌سازي کند، به فلاح و رستگاري دست خواهد يافت و اداي زکات فطر نيز موجب طهارت انسان از دنائت، لئامت، حرص و بخل مي‌شود.&lt;br /&gt;
ايشان زکات، روزه گرفتن و عيد سعيد فطر را عامل تطهير و تزکيه مسلمانان خواندند و فرمودند:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به برکت همين طهارت، ايران اسلامي آباد و آزاد خواهد شد، توسعه پيدا خواهد کرد و به فضل پروردگار فقر، تبعيض، بدبختي و ناملايمات گوناگون زندگي از بين خواهد رفت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پرداخت زکات فطره که با نيت عبادت و تقرب به خداوند متعالي انجام مي‌شود، نوعي بهره‌گيري از ماديات براي رسيدن به معنويات است. اگر زکات فطره از صورت پرداخت فردي به سمت بُعد اجتماعي آن سوق داده شود، پشتوانه و سرمايه مهم اقتصادي در حل مشکلات مردم خواهد بود. ايجاد مراکز درماني، تأسيس کانون‌هاي علمي و صنعتي براي اشتغال‌زايي بيکاران جامعه، سرمايه‌گذاري براي مسائل بهداشتي و عمران محيط زيست، تقويت بنيه دفاعي مسلمانان و پاسداري از مرزهاي اسلامي، توسعه فرهنگ عمومي و ديني و ايجاد مؤسسات پژوهشي و تحقيقاتي، برخي از دست‌آوردهاي پرداخت زکات فطره در روز عيد است که در صورت جمع‌آوري و مصرف صحيح اين بودجه ديني به دست خواهد آمد&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1528937361975.jpg?mtime=1528936939&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1528937361975.jpg?mtime=1528936939&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-176063 alignnone size-full&quot; width=&quot;620&quot; height=&quot;413&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/share/clipdata_180614_051852_862.sdoc--&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/عید-سعید-فطر-16&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<br />
روز لقاءالله</p>

<p>حضرت امام خميني(ره) در اين مورد، سخنان قابل توجهي ارائه کرده و مي‌فرمايد:</p>

<p>آن برداشتي که اهل معرفت از عيد مي‌کنند، با آن برداشتي که ديگران مي‌کنند بسيار متفاوت است. آنها بعد از اينکه در ماه مبارک رمضان آن رياضت‌ها را مي‌کشند و کشيدند، روز عيد روز لقاءالله است.</p>

<p>شوق ديدار يار</p>

<p>اي عصاره هستي! در اجتماع عظيمي که براي برپايي نماز عيد فطر تشکيل شده است، بيش از هر زمان ديگر جاي خالي‌ات مرا غمگين مي‌کند و زمزمه&nbsp;«عزيزٌ عَلَيَّ اَنْ اَرَي الْخَلْقَ وَ لا تُري»&nbsp;از زبانم نمي‌افتد.</p>

<p>در فراغت با دلي مملو از اميد، اشک حسرت مي‌ريزم. حال که زمان پاداش روزه‌داري رسيده، از خداوند دولت کريمه‌ات را مي‌خواهم. با زمزمه ندبه، غم سنگيني که از هجرانت بر دلم نشسته، التيام مي‌بخشم. با تو نجوا مي‌کنم و از خدا مي‌خواهم چشمانم را لايق ديدار تو قرار دهد.</p>

<p>بگذار پيش و پس شود روز عيد فطر&nbsp;- - - - -&nbsp;ما با هلال روي تو افطار مي‌کنيم</p>

<p>شبيه روز قيامت</p>

<p>اميرمؤمنان علي(ع) در روز عيد فطر خطبه‌اي ايراد کردند و چنين فرمودند:</p>

<p>اي مردم! امروزِ شما، روزي است که در آن به نيکوکاران پاداش داده مي‌شود و بدکاران در آن زيان مي‌کنند. امروز، شبيه‌ترين روزها به قيامت شماست. با بيرون آمدن از خانه‌هايتان به مصلا، از بيرون آمدن از گورها و رفتن به پيشگاه خداوند ياد کنيد، و از توقف و ايستادن در محل نماز، وقوف خود در برابر خدا را به ياد آوريد، و از بازگشت به خانه‌هايتان، بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا ياد آريد.</p>




<p>روز دعا</p>

<p>مقام معظم رهبري مي‌فرمايد:</p>

<p>عيد فطر، روز عيدي گرفتن از خداي متعال است؛ روزي است که در قنوت نماز عيد فطر، ميليون‌ها دلِ متذکّر و خاشع از خداوند متعال درخواست کردند همان خيراتي را که به برترين بندگانش داده است، به آنها هم بدهد و از شروري که برترين و بزرگ‌ترين انسان‌هاي تاريخ را از آن دور نگه‌داشته است، آنها را هم دور بدارد. آن خيرات، در درجه اول، عروج به مقام توجّه به خدا، عبوديت خدا، آشنا بودن و مرتبط بودن با خدا و الهام گرفتن از حضرت حق در همه گفتارها و کردارها و آنات زندگي است، و بدترين شرور، شرک به خدا، خضوع در مقابل قدرت‌هاي غير الهي و ضد الهي و بنده و برده ديگران بودن است.</p>

<p>رمضان آينده</p>

<p>مقام معظم رهبري فرمود:</p>

<p>عيد سعيد فطر، روزي است که مسلمانان امتحان مهم خود را در ماه مبارک رمضان در معرض قبول الهي قرار مي‌دهند و تصميم مي‌گيرند براي ورود به ضيافت الهي در ماه مبارک رمضان در سال آينده، آمادگي لازم را در خود به وجود آورند.</p>

<p>ايشان در جاي ديگر فرمود:</p>

<p>توفيق در اختيار داشتن وسيله رحمت الهي تا ماه رمضان آينده و عمل به درس‌ها و حسنات اين ماه مبارک در تمامي طول سال، از بزرگ‌ترين پاداش‌هايي است که مي‌تواند در اين عيد سعيد نصيب بندگان مؤمن و مخلص خداوند شود.</p>



<p>تعظيم شعائر الهي</p>

<p>انسان مسلمان بايد از راه‌هاي گوناگون، نداي حيات‌بخش توحيد را به گوش جهانيان برساند. يکي از آن راه‌ها، بيان شعارهاي مذهبي است. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد:</p>

<p>وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ. (حج: 33) هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانه تقواي دل‌هاست.</p>

<p>تعظيم شعائر الهي، يکي از ويژگي‌هاي عيد سعيد فطر است. شعار تکبير و تهليل و تحميد و تقديس، از جمله اعمالي است که به روز عيد جلوه خاصي مي‌بخشد. پيامبر اعظم(ص) در روز عيد فطر، از منزل بيرون مي‌آمد و تا رسيدن به مصلا با صداي بلند، شعار «لا اله الا الله» و «الله اکبر» سر مي‌داد و حتي در ميان خطبه‌ها و قبل و بعد از آن با صداي رسا اين کلمات را تکرار مي‌کرد.</p>

<p>اهميت زکات فطره</p>

<p>مقام معظم رهبري مي‌فرمايد:</p>

<p>کسي که بتواند جان و روح خود را تزکيه و پاک‌سازي کند، به فلاح و رستگاري دست خواهد يافت و اداي زکات فطر نيز موجب طهارت انسان از دنائت، لئامت، حرص و بخل مي‌شود.<br />
ايشان زکات، روزه گرفتن و عيد سعيد فطر را عامل تطهير و تزکيه مسلمانان خواندند و فرمودند:</p>

<p>به برکت همين طهارت، ايران اسلامي آباد و آزاد خواهد شد، توسعه پيدا خواهد کرد و به فضل پروردگار فقر، تبعيض، بدبختي و ناملايمات گوناگون زندگي از بين خواهد رفت.</p>

<p>پرداخت زکات فطره که با نيت عبادت و تقرب به خداوند متعالي انجام مي‌شود، نوعي بهره‌گيري از ماديات براي رسيدن به معنويات است. اگر زکات فطره از صورت پرداخت فردي به سمت بُعد اجتماعي آن سوق داده شود، پشتوانه و سرمايه مهم اقتصادي در حل مشکلات مردم خواهد بود. ايجاد مراکز درماني، تأسيس کانون‌هاي علمي و صنعتي براي اشتغال‌زايي بيکاران جامعه، سرمايه‌گذاري براي مسائل بهداشتي و عمران محيط زيست، تقويت بنيه دفاعي مسلمانان و پاسداري از مرزهاي اسلامي، توسعه فرهنگ عمومي و ديني و ايجاد مؤسسات پژوهشي و تحقيقاتي، برخي از دست‌آوردهاي پرداخت زکات فطره در روز عيد است که در صورت جمع‌آوري و مصرف صحيح اين بودجه ديني به دست خواهد آمد<br />
<a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1528937361975.jpg?mtime=1528936939"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1528937361975.jpg?mtime=1528936939" alt="" class="wp-image-176063 alignnone size-full" width="620" height="413" /></a><!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/share/clipdata_180614_051852_862.sdoc--></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/عید-سعید-فطر-16">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/عید-سعید-فطر-16#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=638110</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اعمال شب قدر</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/اعمال-شب-قدر-7</link>
			<pubDate>02:46:00 +0430 یکشنبه، 13 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">634518@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977885979.jpg?mtime=1527977734&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977885979.jpg?mtime=1527977734&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-173895 alignnone size-full&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;4000&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886045.jpg?mtime=1527977745&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886045.jpg?mtime=1527977745&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-173898 alignnone size-full&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;3366&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886025.jpg?mtime=1527977740&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886025.jpg?mtime=1527977740&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-173897 alignnone size-full&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;4000&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886006.jpg?mtime=1527977737&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886006.jpg?mtime=1527977737&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-173896 alignnone size-full&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;4000&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/اعمال-شب-قدر-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977885979.jpg?mtime=1527977734"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977885979.jpg?mtime=1527977734" alt="" class="wp-image-173895 alignnone size-full" width="1000" height="4000" /></a></p>

<p><a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886045.jpg?mtime=1527977745"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886045.jpg?mtime=1527977745" alt="" class="wp-image-173898 alignnone size-full" width="1000" height="3366" /></a></p>

<p><a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886025.jpg?mtime=1527977740"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886025.jpg?mtime=1527977740" alt="" class="wp-image-173897 alignnone size-full" width="1000" height="4000" /></a></p>

<p><a href="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886006.jpg?mtime=1527977737"><img src="http://chista.kowsarblog.ir/media/blogs/chista/mobile/wp-1527977886006.jpg?mtime=1527977737" alt="" class="wp-image-173896 alignnone size-full" width="1000" height="4000" /></a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/اعمال-شب-قدر-7">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/اعمال-شب-قدر-7#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=634518</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>آیا تلاوت قرآن در صورتی که انسان معنای آیات را نفهمد اثر و فایده‌ای دارد؟</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/آیا-تلاوت-قرآن-در-صورتی-که-انسان-معنای-آیات-را-نفهمد-اثر-و-فایده-ای</link>
			<pubDate>13:09:00 +0430 یکشنبه، 6 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">632308@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;span style=&quot;font-size: 16px;&quot;&gt;اگر اهمیت و فضیلت تلاوت قرآن برای ما روشن شود و بدانیم که قرآن تکلم و سخن گفتن خداوند با ما ‏است، و با طهارت باطن و اُنس با قرآن لذت تلاوت را بچشیم، هیچ گاه حاضر نمی‌شویم بین خود و قرآن ‏فاصله بیندازیم و هرگز از فیض عظیم آن، حداقل با تلاوت 50 آیهٔ در شبانه‌روز، محروم نمی‌گردیم.‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
خدای سبحان&amp;nbsp;رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)&amp;nbsp;را مستقیماً تحت ولایت خود معرفی کرده، می‌فرماید: «إنّ ‏ولیّی الله الّذی نزّل الکتاب و هو یتولّی الصّالحین»(1) این آیهٔ کریمه حاوی چند مطلب است: اول آن ‏که می‌فرماید خدا ولی رسول الله است «ان ولیّی الله» دوم آن که همان خدایی ولی رسول الله است که ‏قرآن را نازل فرموده «الّذی نزل الکتاب» و سوم آن که خداوند متولّی صالحین است «و هو یتولّی الصالحین».&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;‏با توجه به این سه نکته می‌فهمیم راه این که خدا ولی انسان باشد، آن است که انسان، صالح بشود و تا ‏صالح نگردد تحت ولایت الله نخواهد بود و خدا هم تولی او را نخواهد پذیرفت و بهترین راه صلاح هم اُنس با ‏قرآن است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این جمله که می‌فرماید ولی رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، خدایی است که قرآن را نازل کرده از ‏باب تعلیق حکم بر وصف می‌باشد که مشعر به علیّت است؛ یعنی اگر کسی به قرآن عمل کند صالح ‏می‌شود و اگر خداوند بخواهد ولی کسی بشود، از راه قرآن، ولایت و تدبیر او را اعمال می‌کند.‏&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به همین دلیل می‌فرماید: «فاقرءوا ما تیسّر من القرآن»(2) آن مقداری که برای شما میسّر است ‏قرآن تلاوت کنید و با این کتاب الهی مأنوس باشید. حتّی اگر معنای بعضی از آیات و سور برای شما روشن ‏نشد، نگویید خواندن بدون ادراک چه اثری دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چون قرآن، کلام آدمی نیست که اگر کسی معنایش را نداند ‏خواندنش بی‌ثمر باشد؛ بلکه نوری الهی است که خواندن آن به تنهایی عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهی نداشته باشد.&lt;!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/share/clipdata_180527_130951_259.sdoc--&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/آیا-تلاوت-قرآن-در-صورتی-که-انسان-معنای-آیات-را-نفهمد-اثر-و-فایده-ای&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<span style="font-size: 16px;">اگر اهمیت و فضیلت تلاوت قرآن برای ما روشن شود و بدانیم که قرآن تکلم و سخن گفتن خداوند با ما ‏است، و با طهارت باطن و اُنس با قرآن لذت تلاوت را بچشیم، هیچ گاه حاضر نمی‌شویم بین خود و قرآن ‏فاصله بیندازیم و هرگز از فیض عظیم آن، حداقل با تلاوت 50 آیهٔ در شبانه‌روز، محروم نمی‌گردیم.‏</span><br />
خدای سبحان&nbsp;رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)&nbsp;را مستقیماً تحت ولایت خود معرفی کرده، می‌فرماید: «إنّ ‏ولیّی الله الّذی نزّل الکتاب و هو یتولّی الصّالحین»(1) این آیهٔ کریمه حاوی چند مطلب است: اول آن ‏که می‌فرماید خدا ولی رسول الله است «ان ولیّی الله» دوم آن که همان خدایی ولی رسول الله است که ‏قرآن را نازل فرموده «الّذی نزل الکتاب» و سوم آن که خداوند متولّی صالحین است «و هو یتولّی الصالحین».</p>

<p>‏با توجه به این سه نکته می‌فهمیم راه این که خدا ولی انسان باشد، آن است که انسان، صالح بشود و تا ‏صالح نگردد تحت ولایت الله نخواهد بود و خدا هم تولی او را نخواهد پذیرفت و بهترین راه صلاح هم اُنس با ‏قرآن است.</p>

<p>این جمله که می‌فرماید ولی رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، خدایی است که قرآن را نازل کرده از ‏باب تعلیق حکم بر وصف می‌باشد که مشعر به علیّت است؛ یعنی اگر کسی به قرآن عمل کند صالح ‏می‌شود و اگر خداوند بخواهد ولی کسی بشود، از راه قرآن، ولایت و تدبیر او را اعمال می‌کند.‏</p>

<p>به همین دلیل می‌فرماید: «فاقرءوا ما تیسّر من القرآن»(2) آن مقداری که برای شما میسّر است ‏قرآن تلاوت کنید و با این کتاب الهی مأنوس باشید. حتّی اگر معنای بعضی از آیات و سور برای شما روشن ‏نشد، نگویید خواندن بدون ادراک چه اثری دارد.</p>

<p>چون قرآن، کلام آدمی نیست که اگر کسی معنایش را نداند ‏خواندنش بی‌ثمر باشد؛ بلکه نوری الهی است که خواندن آن به تنهایی عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهی نداشته باشد.<!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/share/clipdata_180527_130951_259.sdoc--></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/آیا-تلاوت-قرآن-در-صورتی-که-انسان-معنای-آیات-را-نفهمد-اثر-و-فایده-ای">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/آیا-تلاوت-قرآن-در-صورتی-که-انسان-معنای-آیات-را-نفهمد-اثر-و-فایده-ای#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=632308</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شیوه های تربیت اخلاقی از منظر امام علی ( علیه السلام ) در نهج البلاغه</title>
			<link>https://chista.kowsarblog.ir/شیوه-های-تربیت-اخلاقی-از-منظر-امام-علی-علیه-السلام-در-نهج-البلاغه</link>
			<pubDate>13:01:00 +0430 دوشنبه، 31 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>چیستا</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">629760@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;روش حكمت&lt;br /&gt;
بكارگيري روش حكمت در امر هدايت و تربيت اخلاقي انسانها، يكي از روشهاي ارزشمندي است كه امام علي (عليهالسلام) همانند قرآن در كنار »موعظه« و »مجادله«، مـورد توجـه قـرار داده است. حكمت در لغت به معناي»منع« است. و از آنجا كه علم، دانش، منطق و اسـتدلال، مانع از فساد و انحراف است، به آن حكمت گفته ميشود (مكـارم شـيرازي و همكـاران، 1372:&lt;br /&gt;
ج11، 455).&lt;br /&gt;
دربارهي حقيقت حكمت، دو ديدگاه در ميان مفسران وجود دارد: &lt;br /&gt;
1. مفسران مشهور، حكمت را به معناي حجت، معرفت، كلام صواب و سخن اسـتوار در نظـر&lt;br /&gt;
ميگيرند و بر اين باورند كه حكمت، ناظر به محتواست؛ يعني سـخن كـسي بـر اسـاس دليـل، برهان و مباني منطقي و معقول باشد (زمخشري، 1407: 644).&lt;br /&gt;
2. برخي ديگر از مفسران ازجمله سيد قطب (1412: ج5، 292) حكمت را مربوط بـه محتـوا نميدانند، بلكه ناظر به شيوة تبليغ و تربيت ميدانند.&lt;br /&gt;
به نظر ميرسد بين اين دو ديدگاه منافاتي وجود ندارد. اين مفهوم از يك سو شامل حكمـت در محتوا و از سوي ديگر، شامل برهان و حكمت در شيوهي تربيت و تبليغ و حكمت در رعايت حال مخاطبين و مقتضاي حال آنان است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روش تربيت عقلاني&lt;br /&gt;
از جمله امتيازات انسان، داشتن قدرت تفكر و انديشه است. عقل موجـودي مجـرد اسـت امـا مجرد تام نيست، بلكه به بدن تعلق دارد و چون متعلق بـه مـاده اسـت، حركـت و تكامـل دارد. سعادت دنيوي و اخروي هر انساني به مقدار عقل اوست. بر اين اساس، اسلام ميگويد هـر چـه انسان از عقلش بيشتر استفاده كند، عقلش كاملتر خواهد شد، به همين جهت، قـرآن كـريم از كساني كه از عقل خويش استفاده نكنند، به شدت انتقاد ميكند و ميفرمايد: »أفـلا تعقلـون«.&lt;br /&gt;
حضرت امير در اين باره ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 424)&lt;br /&gt;
بردباري پردهاي است پوشاننده، و عقل شمشيري است بر آن، پس كمبودهاي اخلاقي خود را با بردباري بپوشان، و هـواي&lt;br /&gt;
نفس خود را با شمشير عقل بكُش. و نيز ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 281)&lt;br /&gt;
انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهي چشمها دروغ مينماياند، اما آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نميكند (نهج البلاغه، 1383: حكمت 424)&lt;br /&gt;
بردباري پردهاي است پوشاننده، و عقل شمشيري است بر آن، پس كمبودهاي اخلاقي خود را با بردباري بپوشان، و هـواي&lt;br /&gt;
نفس خود را با شمشير عقل بكُش. و نيز ميفرمايد:(نهج البلاغه، 1383: حكمت 281) انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهي چشمها دروغ مينماياند، آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نميكند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روش يادآوري نعمتها و رحمتهاي الهي&lt;br /&gt;
امام (عليه السلام)اين روش را در موارد فراواني در عرصههاي مختلف سياسي، اجتمـاعي بـه كار برده است كه بهترين نمونة آن در خطبة 190 آمدهاست:&lt;br /&gt;
خدايا ستايش تو را سزاست كه آفريننده و معبودي، و بندگان را به درستي آزمايش كردي. خانه آخرت را آفريدي و سفره رنگارنگ نعمتها را گستراندي، و در آن انواع نوشـيدني، خـوردني، همـسران، ميهمانـداران، قـصرها، نهرهـاي روان، ميـوههـا و كشتزاران، قراردادي. سپس پيـامبري را فرسـتادي تـا انـسانهـا را بـه آن خانـه و نعمتها دعوت كند. افسوس كه مردم نه آن دعوت كننده را اجابت كردند، و نه بـه آنچه تو ترغيبشان كردي رغبت نشان دادند، و نه به آنچـه تـو تشويقـشان كـردي مشتاق شدند. بر لاشه مرداري روي آوردند كـه بـا خـوردن آن رسـوا شـدند، و در&lt;br /&gt;
دوستي آن همداستان گرديدند. (نهج البلاغه، 1383: خطبه 190)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روش موعظه&lt;br /&gt;
روش موعظه در نهج البلاغه جايگاه بسيار رفيعي دارد و به عنوان يكي از روشهاي اساسي در تربيت اخلاقي تلقي ميشود. راغب اصفهاني در معناي وعظ مينويسد كه »وعـظ« در لغـت بـه معناي باز داشتن و منع كردن است كه مقرون به بيم دادن ]از عواقـب كـار[ باشـد و از خليـل )لغوي معروف( نقل ميكند كه گفته است: »وعظ«، يادآوري و توجه دادن قلـبهـا بـه خـوبي- هاست، آنگونه كه موجب رقّت قلب شود. (راغب اصـفهاني، 1408: مـاده »وعـظ«).&lt;br /&gt;
در مجمـع&lt;br /&gt;
البحرين آمده است:&lt;br /&gt;
موعظه عبارت است از سفارش به تقوا و ترغيب به طاعتهـا و پرهيـز از گناهـان و برحذر داشتن از اين كه كسي فريب دنيا را خـورده و دل بـه زر و زيـور آن بنـدد. (طريحي، 1362: ج8، 29)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روش عبرت آموزی و عبرتپذيري&lt;br /&gt;
عبرت از ريشة »عبور« به معناي نفـوذ كـردن و گذشـتن از ميـان چيـزي اسـت، چنـان كـه ميگويند: عبرت النهر عبوراً (ابن منظور، 1414: 17) يعني از رودخانه گذشتم. راغب اصـفهاني درتعريف عبرت مينويسد:&lt;br /&gt;
اصل كلمه »ع ب ر« به معناي تجاوز از حالي به حالي است و تعريف اصطلاحي آن عبارت از حالتي است كه در آن، معرفت ظاهري و محـسوس سـبب درك معرفـت باطني و غير محسوس ميگردد و انسان از امور مشهود به امـور نـامـشهود منتقـل&lt;br /&gt;
ميشود. (راغب اصفهاني، 1408: 32)&lt;br /&gt;
بنابراين، عبرت به معناي گذشتن از محسوسات به معقولات؛ از مشهودات به نـامـشهودات؛ از ظواهر به بواطن؛ از بديها به خوبيها و از زشتيها به زيباييها است. انسان از ديدن رويدادهاي روزگار، از بدي به خوبي و از زشتي به زيبايي گذر ميكند. امـام علـي (عليـه الـسلام)درمـوارد متعددي همگان را به عبرتآموزي فرا مـيخوانـد تـا يكـي از روشهـاي تربيـت اخلاقـي را بـه&lt;br /&gt;
انسانها بياموزد:&lt;br /&gt;
(نهـج البلاغـه، 1383: خطبـه 157)پس از عبرتهـا پنـد گيريـد، و از دگرگـوني روزگـار عبـرت پذيريـد، و از هـشدار دهندگان بهرمند گرديد.&lt;br /&gt;
امام علي (عليه السلام)عبرت آموزي را به عنوان راهي براي كسب بصيرت ميداند و در ايـن خصوص ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 208)كسي كه عبرت آموزد آگاهي يابد، و آن كه آگاهي يابد ميفهمد، و آن كـه بفهمـد دانش آموخته است. حوادث تاريخي از مهمترين منابع عبـرتآمـوزي اسـت و راهـي نيكـو بـراي تربيـت اخلاقـي انسانهاست. دقت در علل عظمت و سقوط تمدنها، مانع بسياري از اشتباهات خواهد بود. امـام علي (عليه السلام)در نهج البلاغه ما را به اين حقيقت توجه ميدهند: مردم براي شما در تاريخ گذشته درسهاي عبرت فراوان وجـود دارد. »عمالقـه«3 و فرزندانشان كجايند؟ فرعونها و فرزندانشان كجايند؟ كجايند مردم شهر رس4، كـه پيامبران خدا را كشتند، و چراغ نوراني سنّت آنها را خـاموش كردنـد، و راه و رسـم ستمگران وجباران را زنده ساختند. كجايند آنها كـه بـا لـشكرهاي انبـوه حركـت كردند و هزاران تن را شكـست دادنـد، سـپاهيان فراوانـي گـرد آوردنـد، و شـهرها ساختند. (نهج البلاغه، 1383: خطبه 18)عبرت ها و راههاي كسب آن فراوان است، اما كجايند آنان كه ديدهي عبرت بـين بگـشايند و بهره بگيرند؟ چنان كه امام (عليه السلام)فرمود:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمـت 297)عبـرتهـا چقـدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندك.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روش امر به معروف ونهي از منكر&lt;br /&gt;
يكي از بهترين روشهاي تربيت اخلاقي از منظر نهج البلاغه، مسألة امر به معروف يا ارشاد به خوبيها و فضايل و نهي از منكر يا انتقاد از زشتيها و رذايل ميباشد. امام علي (عليـه الـسلام)دربارة اهميت و ارزش امر به معروف و نهي ازمنكر ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 37)و تمام كارهاي نيكو و جهـاد در راه خـدا، برابـر امر به معروف و نهي از منكر، چونـان قطـرهاي بـر دريـاي مـواج و پهنـاور اسـت و همانـا امـر بـه معـروف و نهـي از منكـر، نـه اجلـي را نزديـك مـيكننـد، و نـه از مقدار روزي ميكاهند، و از همـة اينهـا برتـر، سـخن حـق در پـيش روي حـاكمي&lt;br /&gt;
ستمكار است. و در جايي ديگر نيز ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: خطبه 156)همانا »امر به معروف« و »نهي از منكر« دو صفت از اوصاف پروردگارند كه نه اجـل را نزديـك&lt;br /&gt;
ميكند و نه روزي را كاهش ميدهد.&lt;br /&gt;
امر به معروف و نهي از منكر، نزد حضرت، از چنان اهميتي برخوردار اسـت كـه در فـرازي از نامه اش به امام حسن (عليه السلام)مينويسد:&lt;br /&gt;
نهـج البلاغـه، 1383: نامـه 31&lt;br /&gt;
نيكـيهـا امـر كـن و خـود نيكوكـار بـاش، و بـا دسـت و زبـان بـديهـا را انكـار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشي، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تـلاش&lt;br /&gt;
كن.&lt;br /&gt;
و دربارة فلسفهي امر به معروف و نهي ازمنكر ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 252) و »امر به معروف« را بـراي اصـلاح تـودههـاي ناآگاه، و »نهي از منكر« را براي بازداشتن بيخردان از زشتيها ]به كار بگير[.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مشارطه&lt;br /&gt;
مشارطه آن است كه انسان با خودش عهد و پيمان ميبندد كه در انجـام وظـايف، تكـاليف و مسؤليتهاي خويش به هيچ وجه كوتاهي نكرده و از دستورهاي خداي تعـالي تخطـي نكنـد. او متعهد ميشود كه در كارهاي خير كوشـا باشـد و از كارهـاي ناپـسند دوري كنـد. ايـن عهـد و پيمان، در صورتي مؤثر است كه هر روز تجديد شود تا آنگاه كه به صورت ملكه در نفـس و روح انسان رسوخ يابد. بهترين ساعات براي مشارطه، صبحگاهان پـس از نمـاز صـبح اسـت كـه دل&lt;br /&gt;
آدمي با صفاتر و حقپذيرتر است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مراقبه&lt;br /&gt;
مراقبه از »رقبة« به معناي گردن است و رقيب به كسي گفته ميشود كه گردن ميكـشد تـا اوضاع را زير نظر داشته باشد. از نظر عالمان اخلاق، مراقبه عبارت از مراقبتي اسـت كـه انـسان پس ازمشارطه، در همه اوضاع و احوال ازخويشتن صورت مـيدهـد. امـام علـي (عليـه الـسلام)&lt;br /&gt;
ميفرمايد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغـه، 1383: حكمـت 32)از نافرماني خدا در خلوتها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند.&lt;br /&gt;
و نيز در جاي ديگري ميفرمايد:&lt;br /&gt;
سزاوار است كه انسان همواره بر خويش، اشراف داشته باشد و هميشه مراقب قلـب خود و نگهدار زبان خويش باشد. (تميمي آمدي، 1366: 365)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;محاسبه&lt;br /&gt;
محاسبة نفس بدين معناست كه انسان در شبانهروز، وقتي را براي حـسابرسـي اعمـالش در نظر بگيرد كه اگر كار بدي كرده است، نفس خويش را سرزنش كند و اگـر كـار نيكـويي انجـام داده است، خدا را سپاس گويد:&lt;br /&gt;
(نهج البلاغه، 1383: خطبه 90)خود را بسنجيد، قبل از آن كه مورد سنجش قرار گيريد، پيش از آن كه حسابتان را برسند حساب خود را برسيد.&lt;br /&gt;
از امام عسكري (عليه السلام) روايت شده است كه شخصي از امير مؤمنان علي (عليه السلام) پرسيد: چگونه انسان خود را محاسبه كند؟ حضرت فرمود:&lt;br /&gt;
چون انسان شب را به روز و روز را به شب ميآورد، شبانگاه بايد به خويش باز گردد و به خود بگويد: امروزت گذشت و ديگر باز نميگردد و خداوند از تو پرسش خواهد كرد كه اين روز را چگونه سپري كردي و در آن چه انجـام دادي؟ آيـا خـدا را يـاد كردي و آيا سپاس او را به جا آوردي؟ آيا حق برادر مؤمنت را ادا كردي؟ آيا پس از مرگش، بازماندگانش را رسيدگي كـردي؟ آيـا بـا گذاشـتن آبـروي خـود، ديگـران را از بدگويي از برادر مؤمنت باز داشتي؟ و آيا مسلماني را ياري كردي؟ سرانجام در اين روزي كه گذشت چه كردي؟ بايد همهي آنچه را در اين روز انجام داده است به ياد آورد، پس اگر كاري نيـك از تـو سـر زده اسـت، خـدا را سـپاس گـزارد و او را بر اين توفيق، تكريم و تعظيم نمايد و اگر در ميان آنچه انجام دادهاست، كوتاهي يا گناهي يافـت، آمـرزش بخواهـد و تـصميم بگيـرد كـه ديگـر بـه آن سـوي نـرود.&lt;br /&gt;
(الامام ابو محمد، 1409: 38).&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;معاتبه (انتقاد از خود)&lt;br /&gt;
معاتبه بعد از محاسبه است. اگر انسان بعد از محاسبه دريافت كه به پيمان خود پايبند نبـوده و به آن عمل نكرده است، بايد خود را محاكمه و ملامت كند و مورد عتاب و سرزنش قرار دهـد تا از اين راه، خود را براي جبران گذشته آماده كند و حتي اگر تخلف زياد بـود خـود را عقوبـت (معاقبه و تنبيه) كند. اگر انسان در اين امر كوتاهي ورزد و نسبت به آن واكنش مناسبي نـشان ندهد، زمينة گستاخيِ نفس اماره و تباهي خود را فراهم ميكند. &lt;br /&gt;
امام علي (عليه السلام) در اين مورد هشدار ميدهد و ميفرمايد: »هر كس نفس خـود را سياسـت و تأديـب نكنـد، آن را تبـاه كرده است« (خوانساري، 1366، ج6، 524)و نيز ميفرمايد: »هر كس نفـس خـود را نكـوهش&lt;br /&gt;
كند، آن را به اصلاح و سامان در ميآورد« (همان: 246).&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://chista.kowsarblog.ir/شیوه-های-تربیت-اخلاقی-از-منظر-امام-علی-علیه-السلام-در-نهج-البلاغه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روش حكمت<br />
بكارگيري روش حكمت در امر هدايت و تربيت اخلاقي انسانها، يكي از روشهاي ارزشمندي است كه امام علي (عليهالسلام) همانند قرآن در كنار »موعظه« و »مجادله«، مـورد توجـه قـرار داده است. حكمت در لغت به معناي»منع« است. و از آنجا كه علم، دانش، منطق و اسـتدلال، مانع از فساد و انحراف است، به آن حكمت گفته ميشود (مكـارم شـيرازي و همكـاران، 1372:<br />
ج11، 455).<br />
دربارهي حقيقت حكمت، دو ديدگاه در ميان مفسران وجود دارد: <br />
1. مفسران مشهور، حكمت را به معناي حجت، معرفت، كلام صواب و سخن اسـتوار در نظـر<br />
ميگيرند و بر اين باورند كه حكمت، ناظر به محتواست؛ يعني سـخن كـسي بـر اسـاس دليـل، برهان و مباني منطقي و معقول باشد (زمخشري، 1407: 644).<br />
2. برخي ديگر از مفسران ازجمله سيد قطب (1412: ج5، 292) حكمت را مربوط بـه محتـوا نميدانند، بلكه ناظر به شيوة تبليغ و تربيت ميدانند.<br />
به نظر ميرسد بين اين دو ديدگاه منافاتي وجود ندارد. اين مفهوم از يك سو شامل حكمـت در محتوا و از سوي ديگر، شامل برهان و حكمت در شيوهي تربيت و تبليغ و حكمت در رعايت حال مخاطبين و مقتضاي حال آنان است.</p>

<p>روش تربيت عقلاني<br />
از جمله امتيازات انسان، داشتن قدرت تفكر و انديشه است. عقل موجـودي مجـرد اسـت امـا مجرد تام نيست، بلكه به بدن تعلق دارد و چون متعلق بـه مـاده اسـت، حركـت و تكامـل دارد. سعادت دنيوي و اخروي هر انساني به مقدار عقل اوست. بر اين اساس، اسلام ميگويد هـر چـه انسان از عقلش بيشتر استفاده كند، عقلش كاملتر خواهد شد، به همين جهت، قـرآن كـريم از كساني كه از عقل خويش استفاده نكنند، به شدت انتقاد ميكند و ميفرمايد: »أفـلا تعقلـون«.<br />
حضرت امير در اين باره ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 424)<br />
بردباري پردهاي است پوشاننده، و عقل شمشيري است بر آن، پس كمبودهاي اخلاقي خود را با بردباري بپوشان، و هـواي<br />
نفس خود را با شمشير عقل بكُش. و نيز ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 281)<br />
انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهي چشمها دروغ مينماياند، اما آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نميكند (نهج البلاغه، 1383: حكمت 424)<br />
بردباري پردهاي است پوشاننده، و عقل شمشيري است بر آن، پس كمبودهاي اخلاقي خود را با بردباري بپوشان، و هـواي<br />
نفس خود را با شمشير عقل بكُش. و نيز ميفرمايد:(نهج البلاغه، 1383: حكمت 281) انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهي چشمها دروغ مينماياند، آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نميكند.</p>

<p>روش يادآوري نعمتها و رحمتهاي الهي<br />
امام (عليه السلام)اين روش را در موارد فراواني در عرصههاي مختلف سياسي، اجتمـاعي بـه كار برده است كه بهترين نمونة آن در خطبة 190 آمدهاست:<br />
خدايا ستايش تو را سزاست كه آفريننده و معبودي، و بندگان را به درستي آزمايش كردي. خانه آخرت را آفريدي و سفره رنگارنگ نعمتها را گستراندي، و در آن انواع نوشـيدني، خـوردني، همـسران، ميهمانـداران، قـصرها، نهرهـاي روان، ميـوههـا و كشتزاران، قراردادي. سپس پيـامبري را فرسـتادي تـا انـسانهـا را بـه آن خانـه و نعمتها دعوت كند. افسوس كه مردم نه آن دعوت كننده را اجابت كردند، و نه بـه آنچه تو ترغيبشان كردي رغبت نشان دادند، و نه به آنچـه تـو تشويقـشان كـردي مشتاق شدند. بر لاشه مرداري روي آوردند كـه بـا خـوردن آن رسـوا شـدند، و در<br />
دوستي آن همداستان گرديدند. (نهج البلاغه، 1383: خطبه 190)</p>

<p>روش موعظه<br />
روش موعظه در نهج البلاغه جايگاه بسيار رفيعي دارد و به عنوان يكي از روشهاي اساسي در تربيت اخلاقي تلقي ميشود. راغب اصفهاني در معناي وعظ مينويسد كه »وعـظ« در لغـت بـه معناي باز داشتن و منع كردن است كه مقرون به بيم دادن ]از عواقـب كـار[ باشـد و از خليـل )لغوي معروف( نقل ميكند كه گفته است: »وعظ«، يادآوري و توجه دادن قلـبهـا بـه خـوبي- هاست، آنگونه كه موجب رقّت قلب شود. (راغب اصـفهاني، 1408: مـاده »وعـظ«).<br />
در مجمـع<br />
البحرين آمده است:<br />
موعظه عبارت است از سفارش به تقوا و ترغيب به طاعتهـا و پرهيـز از گناهـان و برحذر داشتن از اين كه كسي فريب دنيا را خـورده و دل بـه زر و زيـور آن بنـدد. (طريحي، 1362: ج8، 29)</p>

<p>روش عبرت آموزی و عبرتپذيري<br />
عبرت از ريشة »عبور« به معناي نفـوذ كـردن و گذشـتن از ميـان چيـزي اسـت، چنـان كـه ميگويند: عبرت النهر عبوراً (ابن منظور، 1414: 17) يعني از رودخانه گذشتم. راغب اصـفهاني درتعريف عبرت مينويسد:<br />
اصل كلمه »ع ب ر« به معناي تجاوز از حالي به حالي است و تعريف اصطلاحي آن عبارت از حالتي است كه در آن، معرفت ظاهري و محـسوس سـبب درك معرفـت باطني و غير محسوس ميگردد و انسان از امور مشهود به امـور نـامـشهود منتقـل<br />
ميشود. (راغب اصفهاني، 1408: 32)<br />
بنابراين، عبرت به معناي گذشتن از محسوسات به معقولات؛ از مشهودات به نـامـشهودات؛ از ظواهر به بواطن؛ از بديها به خوبيها و از زشتيها به زيباييها است. انسان از ديدن رويدادهاي روزگار، از بدي به خوبي و از زشتي به زيبايي گذر ميكند. امـام علـي (عليـه الـسلام)درمـوارد متعددي همگان را به عبرتآموزي فرا مـيخوانـد تـا يكـي از روشهـاي تربيـت اخلاقـي را بـه<br />
انسانها بياموزد:<br />
(نهـج البلاغـه، 1383: خطبـه 157)پس از عبرتهـا پنـد گيريـد، و از دگرگـوني روزگـار عبـرت پذيريـد، و از هـشدار دهندگان بهرمند گرديد.<br />
امام علي (عليه السلام)عبرت آموزي را به عنوان راهي براي كسب بصيرت ميداند و در ايـن خصوص ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 208)كسي كه عبرت آموزد آگاهي يابد، و آن كه آگاهي يابد ميفهمد، و آن كـه بفهمـد دانش آموخته است. حوادث تاريخي از مهمترين منابع عبـرتآمـوزي اسـت و راهـي نيكـو بـراي تربيـت اخلاقـي انسانهاست. دقت در علل عظمت و سقوط تمدنها، مانع بسياري از اشتباهات خواهد بود. امـام علي (عليه السلام)در نهج البلاغه ما را به اين حقيقت توجه ميدهند: مردم براي شما در تاريخ گذشته درسهاي عبرت فراوان وجـود دارد. »عمالقـه«3 و فرزندانشان كجايند؟ فرعونها و فرزندانشان كجايند؟ كجايند مردم شهر رس4، كـه پيامبران خدا را كشتند، و چراغ نوراني سنّت آنها را خـاموش كردنـد، و راه و رسـم ستمگران وجباران را زنده ساختند. كجايند آنها كـه بـا لـشكرهاي انبـوه حركـت كردند و هزاران تن را شكـست دادنـد، سـپاهيان فراوانـي گـرد آوردنـد، و شـهرها ساختند. (نهج البلاغه، 1383: خطبه 18)عبرت ها و راههاي كسب آن فراوان است، اما كجايند آنان كه ديدهي عبرت بـين بگـشايند و بهره بگيرند؟ چنان كه امام (عليه السلام)فرمود:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمـت 297)عبـرتهـا چقـدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندك.</p>

<p>روش امر به معروف ونهي از منكر<br />
يكي از بهترين روشهاي تربيت اخلاقي از منظر نهج البلاغه، مسألة امر به معروف يا ارشاد به خوبيها و فضايل و نهي از منكر يا انتقاد از زشتيها و رذايل ميباشد. امام علي (عليـه الـسلام)دربارة اهميت و ارزش امر به معروف و نهي ازمنكر ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 37)و تمام كارهاي نيكو و جهـاد در راه خـدا، برابـر امر به معروف و نهي از منكر، چونـان قطـرهاي بـر دريـاي مـواج و پهنـاور اسـت و همانـا امـر بـه معـروف و نهـي از منكـر، نـه اجلـي را نزديـك مـيكننـد، و نـه از مقدار روزي ميكاهند، و از همـة اينهـا برتـر، سـخن حـق در پـيش روي حـاكمي<br />
ستمكار است. و در جايي ديگر نيز ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: خطبه 156)همانا »امر به معروف« و »نهي از منكر« دو صفت از اوصاف پروردگارند كه نه اجـل را نزديـك<br />
ميكند و نه روزي را كاهش ميدهد.<br />
امر به معروف و نهي از منكر، نزد حضرت، از چنان اهميتي برخوردار اسـت كـه در فـرازي از نامه اش به امام حسن (عليه السلام)مينويسد:<br />
نهـج البلاغـه، 1383: نامـه 31<br />
نيكـيهـا امـر كـن و خـود نيكوكـار بـاش، و بـا دسـت و زبـان بـديهـا را انكـار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشي، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تـلاش<br />
كن.<br />
و دربارة فلسفهي امر به معروف و نهي ازمنكر ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: حكمت 252) و »امر به معروف« را بـراي اصـلاح تـودههـاي ناآگاه، و »نهي از منكر« را براي بازداشتن بيخردان از زشتيها ]به كار بگير[.</p>

<p>مشارطه<br />
مشارطه آن است كه انسان با خودش عهد و پيمان ميبندد كه در انجـام وظـايف، تكـاليف و مسؤليتهاي خويش به هيچ وجه كوتاهي نكرده و از دستورهاي خداي تعـالي تخطـي نكنـد. او متعهد ميشود كه در كارهاي خير كوشـا باشـد و از كارهـاي ناپـسند دوري كنـد. ايـن عهـد و پيمان، در صورتي مؤثر است كه هر روز تجديد شود تا آنگاه كه به صورت ملكه در نفـس و روح انسان رسوخ يابد. بهترين ساعات براي مشارطه، صبحگاهان پـس از نمـاز صـبح اسـت كـه دل<br />
آدمي با صفاتر و حقپذيرتر است.</p>

<p>مراقبه<br />
مراقبه از »رقبة« به معناي گردن است و رقيب به كسي گفته ميشود كه گردن ميكـشد تـا اوضاع را زير نظر داشته باشد. از نظر عالمان اخلاق، مراقبه عبارت از مراقبتي اسـت كـه انـسان پس ازمشارطه، در همه اوضاع و احوال ازخويشتن صورت مـيدهـد. امـام علـي (عليـه الـسلام)<br />
ميفرمايد:<br />
(نهج البلاغـه، 1383: حكمـت 32)از نافرماني خدا در خلوتها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داوري كند.<br />
و نيز در جاي ديگري ميفرمايد:<br />
سزاوار است كه انسان همواره بر خويش، اشراف داشته باشد و هميشه مراقب قلـب خود و نگهدار زبان خويش باشد. (تميمي آمدي، 1366: 365)</p>

<p>محاسبه<br />
محاسبة نفس بدين معناست كه انسان در شبانهروز، وقتي را براي حـسابرسـي اعمـالش در نظر بگيرد كه اگر كار بدي كرده است، نفس خويش را سرزنش كند و اگـر كـار نيكـويي انجـام داده است، خدا را سپاس گويد:<br />
(نهج البلاغه، 1383: خطبه 90)خود را بسنجيد، قبل از آن كه مورد سنجش قرار گيريد، پيش از آن كه حسابتان را برسند حساب خود را برسيد.<br />
از امام عسكري (عليه السلام) روايت شده است كه شخصي از امير مؤمنان علي (عليه السلام) پرسيد: چگونه انسان خود را محاسبه كند؟ حضرت فرمود:<br />
چون انسان شب را به روز و روز را به شب ميآورد، شبانگاه بايد به خويش باز گردد و به خود بگويد: امروزت گذشت و ديگر باز نميگردد و خداوند از تو پرسش خواهد كرد كه اين روز را چگونه سپري كردي و در آن چه انجـام دادي؟ آيـا خـدا را يـاد كردي و آيا سپاس او را به جا آوردي؟ آيا حق برادر مؤمنت را ادا كردي؟ آيا پس از مرگش، بازماندگانش را رسيدگي كـردي؟ آيـا بـا گذاشـتن آبـروي خـود، ديگـران را از بدگويي از برادر مؤمنت باز داشتي؟ و آيا مسلماني را ياري كردي؟ سرانجام در اين روزي كه گذشت چه كردي؟ بايد همهي آنچه را در اين روز انجام داده است به ياد آورد، پس اگر كاري نيـك از تـو سـر زده اسـت، خـدا را سـپاس گـزارد و او را بر اين توفيق، تكريم و تعظيم نمايد و اگر در ميان آنچه انجام دادهاست، كوتاهي يا گناهي يافـت، آمـرزش بخواهـد و تـصميم بگيـرد كـه ديگـر بـه آن سـوي نـرود.<br />
(الامام ابو محمد، 1409: 38).</p>

<p>معاتبه (انتقاد از خود)<br />
معاتبه بعد از محاسبه است. اگر انسان بعد از محاسبه دريافت كه به پيمان خود پايبند نبـوده و به آن عمل نكرده است، بايد خود را محاكمه و ملامت كند و مورد عتاب و سرزنش قرار دهـد تا از اين راه، خود را براي جبران گذشته آماده كند و حتي اگر تخلف زياد بـود خـود را عقوبـت (معاقبه و تنبيه) كند. اگر انسان در اين امر كوتاهي ورزد و نسبت به آن واكنش مناسبي نـشان ندهد، زمينة گستاخيِ نفس اماره و تباهي خود را فراهم ميكند. <br />
امام علي (عليه السلام) در اين مورد هشدار ميدهد و ميفرمايد: »هر كس نفس خـود را سياسـت و تأديـب نكنـد، آن را تبـاه كرده است« (خوانساري، 1366، ج6، 524)و نيز ميفرمايد: »هر كس نفـس خـود را نكـوهش<br />
كند، آن را به اصلاح و سامان در ميآورد« (همان: 246).</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://chista.kowsarblog.ir/شیوه-های-تربیت-اخلاقی-از-منظر-امام-علی-علیه-السلام-در-نهج-البلاغه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://chista.kowsarblog.ir/شیوه-های-تربیت-اخلاقی-از-منظر-امام-علی-علیه-السلام-در-نهج-البلاغه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://chista.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=629760</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
